ساعت

کاش زمان می ایستاد و من نیز با تمام وجود می ایستادم. 

می ایستادم و چشمان عاشق تو را ساعت ها نگاه می کردم. 

 تو ساعت ها با چشمانت حرف می زدی و من گوش می کردم. 


  • مهر بانو
  • دوشنبه ۷ آبان ۹۷

معرفت سیری چند

یه اتفاق جالبی برام افتاده که بعضیا سختشون میشه اگر بخوان به تک پیام دوستشون جواب بدن. البته تو نت و بدون هزینه ی شارژ.
یا دارن فرار میکنن تا مثلا کسی تو زندگیشون سرک نکشه یا که دوست ندارن به کسی که ازشون سوالی کرده یا سلامی گفته جواب بدهند.
تا اینجاش درسته منم دوست ندارم کسی تو زندگیم سرک بکشه.
ولی جالبه وقتی پیا محبت آمیز و سلام و احوال پرسی هم میفرستی بازم بدشون میاد که جواب بدهند یا که خودشون سوال میکنند و بعدش فرار میکنند.
این هم از شانس من در دوست.
حالا کافی بود من دختر وزیر یا معاون یا خودم یه کاره مملکت بودم اونوقت چقدر همه قلب می فرستادن واسم.
خدا را شکر میکنم موقعیتی ندارم که محبت های ریاکارانه ببینم. این بی محلی و سکوت ها خیلی برام قابل هضم تر هست تا دورویی.
  • مهر بانو
  • دوشنبه ۳۰ مهر ۹۷

سلام صبح شنبه

و با تاخیر به روز شنبه و صبح شنبه خوش آمد میگیم.

کجا بودی شنبه جان که دلم تنگ شد برات....آخر هفته دلتنگ و افسرده بودم تا اینکه تو آمدی :)

  • مهر بانو
  • شنبه ۲۸ مهر ۹۷

سلام زندگی

سلام سلام صد تا سلام....

بعد از گذروندن یه آخر هفته بدردنخور و خسته کننده کلافه و پر ا افسردگی یه صبح شنبه ی خوبی رو آغاز می کنیم. که امیدوارم هفته ی خوبی باشه تا ته تهش تا آخرین دقایق روز جمعه اش. :)

خداجونم دوستت دارم. عشق را به من هدیه بده.

  • مهر بانو
  • شنبه ۲۸ مهر ۹۷

دستان خالی آسمان پرستاره و زمین پر از گورستان

سلام. 

دوست دارم مثبت فکر کنم.  دوست دارم همیشه امید داشته باشم موفق باشم سرزنده شاد خوشحال و خوشبخت. 

حتی گفتن و نوشتن همین واژه ها هم باعث سرزندگی میشه.

حقیقت همیشه تلخ نیس گاهی اوقات بیش تر از گاهی اوقات تلخه. و اون هم به خاطر ظلم و ستمی هست که بشری به بشر دیگه وارد میکنه. 

همیشه نمیشه که خواسته ها و توان ما مطابق دلخواهمون پیش برن. 

اگر قرار بر این بود مطمئنا از همون اول بشریت پسران آدم و حوا سرنوشتشون اونجوری رقم نمی خورد و حتی همین ماه محرم امام حسین میتوانست حق را برقرار کنه. اما خب با ظلم و ستم دیگری این حق برقرار نشد و ظلم جدیدی بوجود اومد.

ما آدما امروزه هم همین طور داریم زندگی میکنیم. اگر بخواهیم هر کاری کنیم حرف اول رو پول میزنه متاسفانه. اگر ازدواج تحصیل بچه دار شدن خانه دار شدن رو بخواهیم اول با پوله که میسر میشه. 

آدمای ظالم امروزه، خیلی راحت میتونن بهمون بگن شما حق ندارید زندگی کنید برید بمیرید چون حق پول ازدواج و تحصیل و زندگی و همه چیتونو ما خوردیم و شما هیکی ندارید پس مثل یه رعیت برید منتظر باشید تا عمرتون تموم بشه. 

این وسط هم نه ظهوری رخ میده نه معجزه ای مگر خدا بخواد. و این ظلم ها روز به روز بیشتر میشه. 

تا قبل این ظلم رو تو کتابا میخوندم یا از بقیه میشنیدم اما وقتی الان لمسش مطکنم بیشتر حرص میخورم که چرا نمی توانم کاری کنم و حقمو پس بگیرم. چرا حق کار، زندگی ازدواج و تحصیل نمی تونم داشته باشم وقتی که یه ظالم یا چند تا ظالم میان و هرچقدر دوست داشته باشن باعث تورم زندگیمون بشه و گره کور طناب سختی ها را بیشتر روی گلومون فشار میدن. 

نمیدونم اون بخششی که میگن اینجا جایز هست؟ من و امثال من باید این ظالمین رو ببخشیم؟ مطمئنا زینب کبری هیچ وقت یزید رو نبخشیده چون که حقی رو از انسان ها گرفت که دیگه نمیتونست برش گردونه. 

  • مهر بانو
  • شنبه ۲۴ شهریور ۹۷
زندگی در حرکت است.
زمان در حرکت است.
مجالی برای درنگ نیست
برخیز و درجریان باش
همچو آب زلال در شعر سهراب